تقدیم به پدران شهد مدافع حرم


1) خیلی اشکش را نگه می داشت ، توی چشمش ، همسرش فقط یکبار گریه اش را دید ، وقتی امام رحلت کرد. دوستش می گفت: « ما که توی نماز قنوت میگیریم از خدا می خواهیم که خیر دنیا و آخرت را به ما اعطا کند و یا هر حاجت دیگری که برای خودمان باشد اما صیاد تو قنوتش هیچ چیزی برای خودش نمی خواست. بارها می شنیدم که می گفت ( اللهم احفظ قاعدنا الخامنه ای ) بلند هم می گفت از ته دل ...».
2) اوایل جنگ بود . در جلسه ای بنی صدر بدون « بسم الله » شروع کرد به حرف زدن ، نوبت که به صیاد رسید به نشانه ی اعتراض به بنی صدر که آن زمان فرماده کل قوا بود ، گفت :« من در جلسه ای که اولین سخنرانش بی آنکه نامی از خدا ببرد ، حرف بزند ، هیچ سخنی نمی گویم . »
فرمانده نیروی زمینی: کسانی که میگفتند ارتش نمیخواهیم امروز میگویند موشک نمیخواهیم/ ارتش در سوریه "کنار سپاه" است هشــدار نیــوز-فرمانده نیروی زمینی ارتش گفت: یگانهای واکنش سریع سوریه را در این کشور سازماندهی کردهایم و آموزشهای لازم خود را به آنها منتقل میکنیم...ضد انقلاب دنبال خلع سلاح نظام بود و شعار انحلال ارتش را میداد. برخی از مسوولان هم ناآگاهانه بر این باور بودند که نیازی به ارتش نیست و میگویند که ما F14 نمیخواهیم. همانهایی که امروز میگویند موشک نمیخواهیم همان زمان میگفتند که ارتش نمیخواهیم.
نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران اخیرا چند دستاورد دفاعی را رونمایی کرده که دو زره پوش "چیفتن (Chieftain)" و "تیام" نیز در بین آن ها دیده می شود و این موضوع نشان دهنده حرکت نزاجا برای تولید و بهینه سازی تانک های فرامنطقه ای است تا امنیت ملی کشور هرچه بیشتر تقویت شود. "امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان" فرمانده نیروی زمینی ارتش با تاکید بر قدرت نظامی ایران اشاره کرد که هیچکس جرأت تجاوز به مرزهای زمینی ما را ندارد مگر آنکه در زیر "شنی" تانکهای ما له شود.
سایت "میلیتاری تودی (Military-today )" درباره "تانک سبلان" نوشت: درسال 2014 از این تانک رونمایی شد و این یک مدل بسیار تکاملیافتهتر از تانک "M47 " بوده که به توپ 105 میلیمتری مجهز است و این تانک دارای قابلیت سیستم کنترل آتش (Fire Control System) است که قابلیتهای بسیار مناسبی دارد.
شهید صیاد شیرازی، در قسمتی از وصیت نامه اش، چنین نوشته است: «پروردگارا! رفتن در دست توست. من نمی دانم چه موقع خواهم رفت، ولی می دانم که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسم خورده دینت بجنگم تا به فیض شهادت برسم. خداوندا! این تو هستی که قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولایتت قرار دادی. خدایا! تو خود می دانی که همواره آماده بوده ام آن چه را تو خود به من دادی، در راه عشقی که به راهت دارم، نثار کنم».
پیکر شهید صیاد که دفن شد- اگر امروز دفن شد، صبح روز بعد- خانوادهاش نماز صبح را خواندند و رفتند بهشت زهرا(س). فردای تدفینش، وقتی رسیدند جلوی مزار شهید، یکسری محافظ که نمیشناختند، آمدند جلوی جمع را گرفتند. از حضور محافظها معلوم شد که آقا آنجا هستند. گفتند ما خانوادهی شهید صیاد هستیم؛ تا گفتند خانواده شهید هستیم، گفتند بفرمایید. بعد، معلوم شد که آقا نماز صبح را آنجا بودهاند.
خانوادهی صیاد گفتند: شما خیلی زود آمدید! آقا فرمودند: «من دلم برای صیادم تنگ شده!» مگر چقدر گذشته بود؟ آقا دو روز قبل از شهادت، صیاد را دیده بودند. یک روز هم از دفنش گذشته بود. آقا زودتر از زن و بچهی صیاد رفته بودند بالای سر مزار او. این هم مثل بوسیدن تابوت صیاد از آن چیزهای نادری بود که من نشنیدم جای دیگری رخ داده باشد. شاید هم شده، من خبر ندارم. من نشنیده بودم آقا صبح فردای تدفین یک شهید، سر مزارش باشند.
*روايت از امير ناصر آراسته از همرزمان شهید صیاد شیرازی
هر روز که فاصلهمان بیشتر میشود
بیشتر میترسم
میترسم بیایی و
من بروم
از حوالی طاعت
میترسم بیایی ونباشم
آنی که باید باشم
میترسم
بیایی و آخر یک عمر یک شبه از دست داده باشم ...
اگر
دلیل تاخیر ظهورت
باز بودن سفره ی گناه اهل زمین است
چرا نمیآیی؟!
تو که میبینی!
میبینی این سفره بدون تو جمع شدنی نیست ...
می بینی که هرروز مظلوم،مظلوم تر و ظالم بیشتر میشود!
تو که میشنوی صدای مظلومیت مستضعفان را ...